على اكبر قرشى بنابى
13
تفسير احسن الحديث (فارسى)
ناگفته نماند : ذكر نعمت لازمهاش شكر منعم مىباشد . وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ « 1 » اين كلام به دنبال ذكر نعمت است ظاهرا اين سخن مطلبى غير از شكر نعمت مىباشد . و مأمور هستيم كه به هنگام سوار شدن خدا را با اين كلام تنزيه نمائيم . چنان كه از امام صادق عليه السّلام نقل شده فرمود : ذكر نعمت آنست كه بگويى « الحمد للَّه الذى هدانا الاسلام و علمنا القرآن و من علينا بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله » و سپس بگويى سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا . . . ملاحظه مىشود كه شكر را از تنزيه جدا كرده است ، در كشاف از حضرت مجتبى صلوات اللَّه عليه نقل كرده : آن حضرت ديد كسى سوار مركب مىشود و گفت سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا امام فرمود : آيا به اين مامور هستيد ؟ آن مرد گفت : پس به چه مأمور شدهايم ؟ فرمود : به اينكه پروردگارتان را ياد كنيد . معلوم مىشود كه آن شخص از شكر غفلت كرده و فقط متوجه تنزيه بوده است لذا امام عليه السّلام به او تذكر داد . 14 - وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ يعنى و بگوئيد : ما به سوى پروردگارمان رجوع كنندهايم ، گويى منظور آنست كه از اين سفر ، سفر آخرت را ياد آوريد پس « منقلبون » در جاى « راجعون » مىباشد .
--> ( 1 ) ضمير « له » راجع است به تسخير كه از « سخر لنا » فهميده مىشود .